خوشبختانه دولت تاجیک همانند ملت آن نگرش و توجه شایانی به مسئله ملیت و فرهنگ ملی دارد و دولت امامعلی رحمان سعی دارد با تکیه بر فرهنگ باستانی و ملی خود پله های بهروزی و پیشرفت را طی کند. دولت امامعلی رحمان سه قهرمان تاریخی برای ملت خویش برگزیده است که عبارتند از : فردوسی ، کوروش و اسماعیل سامانی که این خود نشان دهنده ژرفای روابط دیرینه میان ایران و تاجیکستان است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۶/۰۳/۲۶ و ساعت 9:27 |
  با اينکه زبان پارسی تنها در ايران، افغانستان و تاجيکستان رواج ندارد و در بسياری ديگر از کشورها مانند  ازبکستان، پاکستان، هندوستان، عراق، آذربايجان، قرقيزستان، ترکمنستان، روسيه، چين، اسرائيل بحرین  و ... برخی از مردم به اين زبان سخن مي گويند.  زبان پارسی به دليل درست عمل نکردن ما در حوزة رفتار با ساير هم زبانانمان، در افغانستان دری و در تاجيکستان تاجيکی ناميده می شود و اين شايد به دليل يکه تازی ما در نسبت دادن بزرگان ايران قديم به ايران جديد باشد، که خود موجب جبهه گیری آنها در برابر ما باشد. ما همه ی شاعران و بزرگان بلخ و سمرقند و بخارا را تنها از آنِ ايران کنونی می دانيم در صورتی که آنها با اينکه ايرانيند، اما هم اکنون جزء ديگر کشورها هستند و ما بايد به ديگر ملتهای همسايه احترام بگذاريم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۶/۰۳/۲۰ و ساعت 8:57 |
 
 فردی که در فکر تشکیل امپراتوری پارس بود در آن سال ها که باز هم پای اجانب و ارتش سرخ روس ها به قلمرو پارسیان باز شد با شجاعت و دلاوری بسیاری که در مقابل دومین ارتش قدرتمند دنیا از خود نشان داد اولین بار نام شیر دره پنجشیر بر سر زبان ها افتاد. او چون خود را یک پارسی (تاجیک) اصیل می دانست تشکیل امپراتوری بزرگ پارس را از وظایف خود می دانست او بارها به خاطر اینکه روس ها بخارا سمرقند و فرغانه را ضمینه تاجیکستان نکرده بود و آن را بخشی از ازبکستان نموده بود اعتراض و ابراز نفرت نسبت به دولت روس را اعلام داشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۳/۱۶ و ساعت 15:2 |

محیی   الدین عالم پور، روزنامه نگار و عکاس برجسته تاجیک، ایران را بسیار دوست داشت و کتابی نوشت با نام  ایران بوی مادر می دهد. برای عالم پور دردناکترین خاطره از ایران این سوال آزار دهنده بوده که در ایران از او می پرسیدند "فارسی را کجا یاد گرفتی؟" او می گفت چرا ایرانیها نمی خواهند در باره همسایگان خود چیزی یاد بگیرند.امیر فولادی هم در نخسین سفر خود به ایران تجربه ای مشابه داشته است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۳/۰۹ و ساعت 17:28 |
 

ازبکستان چهارمین کشور پارسی زبان و مهد ادبیات پارسی دری

دانشنامه‌ی فارسی دری ازبکستان

روشنا سراج

برای نخستین‌بار کتاب کم‌نظیری که ویژه‌ی زبان و ادبیات فارسی قرن ۲۰ و کنونی ازبکستان است منتشر شده و در حوضه‌های علمی، ادبی و فرهنگی در ازبکستان که مهد زبان و ادبیات فارسی به شمار ‌می‌رود، دچار استقبال گرم شده است. آین کتاب ضخیم که "دانشنامه‌ی زبان و ادبیات فارسی ازبکستان در قرن ۲۰ تا کنون" نام دارد، به زبان فارسی در تهران به تعداد هزار دانه چاپ شده و همانا اهل علم و ادب ازبکستان آن را به نام‌های دانشنامه‌ی فارسی ازبکستان، تذکره‌ی کم نظیر و نمونه‌ی ثانی توصیف کردند.


دانشنامه صد‌ها شاعر، نویسنده، خبرنگار، درام‌نویس، خوشنویس، خاورشناس و به صورت کلی اهل قلم تاجیکان ازبکستان را در ۱۲۰ سال آخر معرفی ‌می‌کند. ولی این کتاب فقط با معرفی چهره‌های ادبی و فرهنگی قرن ۲۰ از صدر ضیاء و صدرالدین عینی و فترت و پیرو... گرفته تا شاعران امروزی مثل حیات و پیمان و شاهد و پریسا و شهزاده و آذرمهر و... محدود نشده و با معرفی هر چیزی که به زبان و ادبیات فارسی- تاجیکی طی بیش از یک سده‌ی ازبکستان ارتباط ‌می‌گیرد، در واقع از یک تذکره به دانشنامه تبدیل شده است. زیرا در این دانشنامه کتاب‌ها، روزنامه‌ها، مجله‌ها، فصلنامه‌ها، نشریه‌ها، برنامه‌های رادیو- تلویزیون، انتشارات، دانشکده و دانشگاه، مراکز فرهنگی، سروده‌های مراسم سنتی، حوزه‌های ادبی و... خلاصه هر رسانه، نهاد، سازمان یا موسسه‌ای که طی بیشتر از یک قرن، به زبان و ادبیات فارسی- تاجیکی در ازبکستان مربوط بوده و ‌می‌باشد، معرفی شده است.

جعفر محمد از تاشکند که یکی از تهیه‌کننده‌گان این کتاب است، ‌می‌گوید که با چاپ دانشنامه‌ی فارسی، ازبکستان که خواستگاه اصلی زبان و ادبیات فارسی‌ست، مجدداً به عنوان یک حوزه‌ی فارسی زبان و چهارمین کشور پس از ایران، تاجیکستان و افغانستان معرفی شده است.

سه تن از مردان فرهنگ فارسی: دکتر عباسعلی وفایی، رایزن فرهنگی سابق ایران در ازبکستان و حالا رییس مرکز گسترش زبان و ادبیات فارسی در ایران و پرفسور اصل الدین قمرزاده، استاد دانشگاه سمرقند و جعفر محمد، محقق و شاعر تاجیک در تاشکند از تنظیم‌کنندگان اصلی دانشنامه‌ی فارسی ازبکستان اند.

جعفر محمد ‌می‌گوید که تا چند دهه‌ی قبل، حوزه ‌های ادبی سمرقند و بخارا در ازبکستان از پیشگام‌ترین حوزه ‌های ادبیات فارسی بوده‌اند اما حالا هرچند سمرقند این پیش‌صفی را از دست نداده امّا ادبیات فارسی در بخارا خیلی کمرنگ شده است. در ازبکستان ادبیات فارسی در چند دهه اخیر به صورت عمده در ۵ حوضه‌ی سمرقند، سرخان دریا، فرغانه- سوخ، تاشکند و بخارا پا برجا بوده و به ویژه محیط اداب پارسی در سمرقند و ترمذ (سرخان دریا) سازگار ارزیابی ‌می‌شود.

معروف آته خان‌زاده، محقق و خبرنگار روزنامه‌ی "آواز تاجیک" در تاشکند که نخستین بررسی مختصر در مورد دانشنامه‌ی فارسی ازبکستان را انجام داده است، بر نقش بزرگ این کتاب در بخش معرفی توانایی‌های نهفته‌ی شعر تاجیکان ازبکستان به جهان گسترده زبان فارسی تاکید ‌می‌کند. وی به طور نمونه، از ایرکن مقیمف، متخلص به شاهد نام ‌می‌برد که در یک روستای کوهستانی دور دست در جنوب ازبکستان زندگی می‌کند. او شاعریست جوان ولی شوریده و عارف و به سبک مولوی شعر ‌می‌گوید و در این اواخر در محافل مولوی‌خوانی تاشکند و ترمذ شوری برپا کرده است.

همچنین، بسیاری از ادیبان جوان تاجیک بعد از معرفی اسمشان در دانشنامه، ابراز دلگرمی دوباره به آفرینش به زبان مادری‌شان ‌می‌کنند. در ازبکستان در اثر سیاست‌های قومی یک قرن اخیر فضا برای زبان و ادب فارسی تا اندازه‌ای تنگ شد که زبان اصلی سمرقند و بخارا از خاستگاهش عملًا رانده شد و بخش اعظمی از اهل ادب، از استاد عینی گرفته تا ظفر صوفی فرغانی، شاعر امروزی تاجیک به تاجیکستان نقل مکان کردند. بنابر این در دانشنامه‌ی فارسی ازبکستان همه‌ی شاعران و نویسنده‌گانی که زبان مادری‌شان فارسی‌ست و در قلمرو ازبکستان در قرن ۲۰ به دنیا آمده‌اند، ولی بعدا به سبب معلوم در کشورهای دیگری به ویژه در تاجیکستان ماندگار شدند، نیز معرفی شده‌اند.

نرگس شاهعلی خاورشناس جوان ‌می‌گوید که وی با انجام یک تحقیق در باره‌ی سهراب سپهری، شاعر بزرگ ایران و ترجمه‌ی اشعار این سخنور توانا از فارسی به ازبکی، برای اولین‌بار در ازبکستان، سپهری را رونما کرد و به این دلیل نام وی هم در دانشنامه‌ی فارسی ازبکستان به عنوان یک خاورشناس آمده است. در همین حال نرگس شاهعلی اظهار شگفتی ‌می‌کند که اسم خاورشناسان بزرگ ازبک، مانند آکادیمسین شاه اسلام شاه محمدف که چند دهه‌ی پیش جایزه‌ی بین المللی فردوسی ایران را دریافت کرده و دکتر سوییمه غنی یوه که تحقیقات زیادی را در ادبیات فارسی انجام داده، در دانشنامه نیآمده است. در پاسخ این پرسش تهیه کننده‌گان دانشنامه ‌می‌گویند که در بیشترین مورد افرادی معرفی شده‌اند که زبان مادری‌شان فارسی‌ست.

بسیاری از جوانان و دانشجویان تاجیک ازبکستان بر ضرورت چاپ دانشنامه‌ی فارسی ازبکستان به فارسی سیریلیک، یعنی تاجیکی تاکید ‌می‌کنند. تهیه کنند‌گان در پاسخ این پرسش ‌می‌گویند که در این راستا اجازه‌ی مقامات ذیربط ازبکستان را دریافت کرده‌اند و کتاب آماده‌ی چاپ است ولی به دلیل کمبود هزینه، چاپ دانشنامه در تاشکند به تاخیر افتاده است.

گفته ‌می‌شود که در چاپ تاجیکی دانشنامه‌ی فارسی ازبکستان چندین چهره دیگر که در چاپ تهران به دلایلی از چاپ افتاده‌اند، نیز معرفی خواهند شد.

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۶/۰۳/۰۴ و ساعت 13:47 |
 

معاون فرهنگی سفارت افغانستان
ایران و افغانستان و تاجیکستان وارثان اصلی تمدن ایران کبیر هستند
سه کشور افغانستان و ایران و تاجیکستان که حوزه تمدنی آریانا یا ایران کبیر را تشکیل می دهند از طریق تقویت زبان و نقاط مشترک می توانند در بستری قویتر و برازنده تر به تعامل با جهان روی بیاورند.

فرامرز تمنا معاون فرهنگی سفارت افغانستان  ضمن بیان این مطلب افزود : زبان در افغانستان فارسی دری است و این عامل می تواند زمینه های تعمیق روابط فرهنگی و سیاسی دو کشور را موجب شود اما در پرداختن به این مبحث با دو پارادایم مواجه هستیم.

وی ادامه داد : پارادایم اول جهانی شدن و دوم گفتگوی تمدن هاست. به هر حال امروز در عصری زندگی می کنیم که تعامل یا تقابل با جهان بسترساز توسعه یافتگی یا توسعه نیافتگی کشورها است. ما در جهانی رنگارنگ زندگی می کنیم، جهانی که منافع اقتصادی باعث پیوند و اشتراک رویه کشورها می شود. ما باید با این جهان صحبت و مذاکره کنیم، چرا که نیازمند جهان هستیم و رفع این نیاز تضمین کننده بقا و حیات سیاسی ماست.

سخنگوی سفارت افغانستان در ایران تصریح کرد : بنابراین زبان انگلیسی که ما را به جهان اتصال می دهد برای افغانستان بسیار مهم است. این اهمیت بویژه برای افرادی که در مناصب و شغل هایی خاص، قرار است موجب وصل شدن افغانستان به دنیا، استخراج منابع جهانی ، آشنایی با جهان و ایجاد توسعه پایدار در کشور شوند بسیار حائز اهمیت است و تقویت و حمایت از آنان نیز در برنامه های اصلی ما قرار دارد.

تمنا اضافه کرد : از سوی دیگر مساله گفتگوی تمدن ها مطرح است که از سوی رئیس جمهور وقت ایران در سال 2001 طرح شد و برای همه ما باعث افتخار بود که این عنوان گذاری به عنوان آنتی تز " جنگ تمدن ها " در سازمان ملل مطرح گردید. جنگ تمدن ها باوری ستیزه گرانه در غرب بود و خوشبختانه آنتی تز آن از سوی کشوری مسلمان و فارسی زبان به میان کشیده شد.

معاون فرهنگی سفارت افغانستان تاکید کرد : اما چرا با وجود این که ایران دست به این ابتکار بزرگ زد موفقیت زیادی در این باره حاصل نکرد؟ آیا منظور آقای خاتمی از این گفتگو تمدن ایرانی بوده است یا تمدن اسلامی؟  اگر منظور ایشان تمدن ایرانی بوده باشد باید به این نکته توجه کنیم که تمدن ایرانی شامل تمام منطقه ای است که سرزمین آریانا یا ایران کبیر را شامل می شده و قسمت فراوانی از آن نیز افغانستان امروزی بوده است. لذا در این تعریف همه ما در این محدوده بزرگ جزو بافندگان این فرش تمدنی به حساب می آییم.

فرامرز تمنا ادامه داد : اگر بر تمدن اسلامی متمرکز شویم کشورهای عربی نیز مشمول این گفتگو می شوند. در هر صورت و در هر یک از این دو گفتگو، ما نیاز به گفتگویی بینا تمدنی داریم. متاسفانه کشورهای ایران و افغانستان و تاجیکستان که وارثان اصلی تمدن آریانا محسوب می شوند همدیگر را در یک سطح نمی بینند. ایران همیشه خود را مادر و وارث اصیل این تمدن قلمداد می کرده که این نگاه برای دو کشور دیگر قابل پذیرش نبوده است.

این مقام سیاسی و فرهنگی افغانستان تصریح کرد: تاجیک ها هم مدعی چنین قضیه ای هستند اما افغان ها مدعی نیستند و با این حال بیشترین مصادیق این تمدن را در خود جای داده اند. تاجیکستان که هفتاد سال زیر سیطره کمونیسم بوده از خط فارسی بهره نمی برد و تا اندازه ای از کاروان تمدن فارسی عقب مانده است. تنها جایی که هم در زبان و هم در نوشتار اصالت خود را در میان تهاجم های مختلف حفظ کرده، افغانستان است و تمام این کشور امروز جزو تمدن آریانا محسوب می شود.

وی عدم وجود توازن میان کشورهای مدعی تمدن فارسی را بزرگ ترین عامل شکل نگرفتن گفتگوی بینا تمدنی میان آنها دانست و تاکید کرد : این نگاه باعث شده تا گفتگویی از این دست چندان شکل نگیرد. ما همواره همدیگر را به عنوان برادر قبول داشته ایم اما برابر خیر. در حالی که ما برادران برابر هستیم و همه با هم در بافت این فرش تمدنی نقش داشته ایم. لذا ایران زمانی می تواند به سمت گفتگوی تمدن ها گام بردارد که میان خود و دو کشور دیگر گفتگو داشته باشد.

"تمنا" تقویت دو زبان فارسی و انگلیسی در افغانستان را موجب حفظ دو جنبه گفتگوی تمدنی و جهانی برشمرد و تصریح کرد : فارسی در افغانستان زبان ملی ماست و اساس فرهنگمان را تشکیل می دهد و مایه پیوند ما با ایران و تاجیکستان است و بزرگانی چون مولانا و سنایی و حافظ و فردوسی به آن تعلق دارند و زبان انگلیسی هم برای ورود به عرصه جهانی بسیار حائز اهمیت است

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۳/۰۲ و ساعت 9:45 |